ققنوس

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

باران چنان برخاک می زند که انگار سر ج&
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 2 آذر 1396 ساعت: 17:05
برچسب‌ها :
وای باران باران شیشه ی پنجره را بارا&#
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 2 آذر 1396 ساعت: 17:05
برچسب‌ها :
یک هفته گذشت. خستگی مفرط از تنم می بار
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 4:52
برچسب‌ها :
خواست برایش بخوانم...خواندم چه فکر می
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 21:16
برچسب‌ها :
امشب از آسمان دیدهٔ توروی شعرم ستار
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 21:16
برچسب‌ها :
خانم مشاور! خانم مدرکی! آن هم زیر عکس م
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 21:16
برچسب‌ها :
باید با او حرف می زدم. باید می دانست که من کاری نکرده ام. نمی خواستم نفرینش تا آخر عمر پشت زندگی ام باشد. آن هم نفرین بابت چیزی که وجود نداشت و توهمی بیش نبود. می دانی انارک، دخترها اگر به خودشان رحم می کردند شاید جهان جای بهتری می شد. هر چه زخم خورد
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 9:02
برچسب‌ها : نگاهیست,
به شعری از فروغ بر می خورم که خواندنش روحم را جلا می دهد. انگار از زبان خودم سخن می گوید...چنین تشابهی را کمتر یافته ام...مگر با فروغ...فروغ انگار خود خود من است بعد از آن ديوانگی‌ها ای دريغباورم نايد كه عاقل گشته‌امگوئيا «او» مرده در من كاين‌چنينخست
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 9:02
برچسب‌ها :
فیلم عجیبی بود...خیلی عجیب...وخیلی غریب...خوابم نمیبرد از فکرش...واقعا یک ذهن چقدر باید تخیلی باشد تا بتواند چنین چیزی بسازد؟ نولان...نولان را می گویم که حاضر نبودم فیلم هایش را ببینم...میترسم چشمم را ببندم وبه خواب روم
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 9:02
برچسب‌ها :
یاد یک تکه از یک دیالوگ افتادم: آدم هر قدر که سنگدل و سفت وسخت باشه بیم اینکه هر وعده ی دیدار وعده ی آخرباشه، دلشو نرم میکنه...به ترانه ی لحظه های معین گوش می دهم.  به یاد روزهای نوجوانی که عاشق این ترانه بودم...به یاد جاده ی چالوس...لحظه ها رو باتوب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 16:38
برچسب‌ها :