ترس برادر مرگ است

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها


_روزی که سرم داد زدی فهمیدم جای من اونجانیست.منو ازخونه م بیرون کردن..فکر نکردن من جایی ندارم توی این شهر..
_روزی که سرت داد زدم،خودم رو نابود کردم.توهیچ وقت نخواهی دونست که اون لحظه چی بهم گذشته وچرا سر تو داد زدم به جای اونی که مقصربود...
_توهیچ وقت نمیفهمی به من اون لحظه چی گذشت...
_همون چیزی که میخواستم گذشته.یه جاباید تمام میشد جدال من باخودم سرتو.یه لحظه بود.یه ثانیه.گفتم خودشه.بزن.تمومش کن.زدم ،تمومت کردم.اماخودمم تموم شدم.نتونستم نبینمت وبرم.دلم میخواست ببینمت که سرم داد بزنی،که چیز بدی بهم بگی،ولی هیچی نگفتی..تو برده بودی.مثل همیشه،مثل الان.الان هم تو بردی...
_زاویه ی دید خیلی مهمه.
_من توروخیلی وقته باختم.
_منم خودمو باختم..
_ازهرزاویه ای میخوای،کج شو ونگاه کن.مثلا نود درجه خم شو.بالای سرت چیزایی میبینی که هیچوقت ندیدیشون.
_آدما به نداشته هاشون فکر میکنن.
وقتی اسکندر به ایران حمله کرد میدونی چی گفت؟اومده بود انتقام حمله خشایار رو بگیره
گفت ما برای شرافت میجنگیم شما برای ثروت
کورشم گفت:
_هرکس برای نداشته هاش میجنگه.من وتو برای چی جنگیدیم؟
_من برای محبت.تورونمیدونم.
_من برای توجنگیدم.ولی نشد.بلد نبودم بجنگم.
_قراربود همه موفق شن،پیروزی معنانداشت دیگه.من باختم دیگه.
_این وسط کی برده پس؟
_توی جنگ،هیچکس برنده نیست.
_چراهست.اونکه خودشو معاف میکنه ازجنگ وتماشامیکنه برنده ست.
_مثل الان من.
_پس توبردی.
_نه چیزی که میخواستمو.
_...

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : پنجشنبه 11 شهريور 1395 ساعت: 17:18