تقابل

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

یوگی جان که بیاید برایش جشن میگیریم. یک جشن کوچک چند نفره. گندم گفت یوگی خیلی تنهاست. آن قدر که از فراموش شدن می ترسد. ومن حس کردم یوگی باید بداند هرگز فراموش نمیشود. یوگی نباید بترسد. او لیاقت ماندن در ذهن آدم ها وقلبشان رادارد. چراباید دردنیای فکری اش میان این همه آدم که دوروبرش هستند تنهابماند؟ درست وقتی دلت میخواهد رفیقی ناب داشته باشی که با اوبتوانی دوکلمه ازخودت حرف بزنی، میبینی کسی رانداری وآن گاه میفهمی که تنهایی. تنها ترازآن چه فکرش رامیکردی. همیشه فکر میکردم یوگی یک عالمه رفیق دارد. باحرف های گندم، متعجب شدم..یوگی رادوست دارم. ازآن آدم هایی ست که درنگاه اول ازاو خوشم نیامده اما بعد حس خوبی به اوپیداکردم. اولین بار وقتی میخواستم یک روز با گندم قدم بزنم، او هم به گندم زنگ زد و آمد. کمی قدم زدیم. بعد به کتابفروشی رفتیم ومن آن جا برای مروک کتاب خریدم. یوگی به دیارش بازگشت. وبعدها در انتخابات بود که بیشتر شناختمش. که دلم میخواست بیشتر ببینمش. احساسات آدم پیچیده اند. آن قدر که گاهی نمی توانی تشخیص دهی نامشان دقیقاچیست. احترام، عشق، دوستی، رفاقت، آشنایی، نیاز...آخری رامدتی ست حس نمیکنم. نمی دانم چرا..ونمی دانم خوب است یانه...دیروز که با دوستانم شجاعت وحقیقت بازی میکردم، یکی گفت: مدتی ست به شدت با تمام احساست مقابله میکنی و نشان میدهی که بی احساس شده ای! راستش خیلی به فکر فرو رفتم. نمیدانستم واقعا اینطور هست یانه! نمیدانم تظاهرمیکنم به بی تفاوتی یاواقعا بی تفاوت شده ام...نمیدانم چون نمیتوانم روی این مساله تمرکز کنم. هربار ذهنم به سمتش می رود، فکرم را برمی گردانم. بگذریم. به نظرم مهم نیست واقعا جریان چیست. مهم این است که دیگر چندان به این مسایل فکر نمیکنم. انگار درحال زندگی کردن را کمی آموخته ام. حالم با همین آدم های اطرافم خوب است وفکر نمیکنم اگر روزی نباشند چه می شود. چون نبودن آدم ها را یادگرفته ام. زمانی ازابتدای روابطم با آدم هاآن قدر درگیر بودن ونبودن همیشگی شان میشدم که هیچ لذتی ازبودنشان نمی بردم. حالا نه. حالا آنقدر لذت میبرم که حسرت نبودنشان رانمیخورم:) انگار نه کسی می تواند خیلی خوشحالم کند ونه کسی میتواند به من آسیب بزرگی بزند. این حال خوب راخیلی دوست دارم.وحاضرنیستم به این زودی ها از آن دست بکشم. 
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 8:40
برچسب‌ها :