شهریور جان تمام شو لطفا

ساخت وبلاگ
بیش از آن چه در تصور هرکس بگنجد خسته ام...خسته ام... دلم می خواهد راه بروم. درخیابان...هوا به ریه ام برسد. هوای خانه گرفته است. من اما یخ زده ام. دست وپایم انگار ساعت ها در یخچال بوده اند. گرم نمی شوم. اضطراب امانم را بریده...فردا این آینه ی دق را تحویل می دهم وخلاص...خلاص که نه... کمی خلاص...چند روز به عمل بابا مانده...نمی دانم چند روز...فقط می دانم آن قدر از ظرفیتم بیشتر است این اضطراب که هر لحظه ممکن است قلبم بایستد. نمی دانم چند شب است که خوابم نمی برد...نمی دانم اصلا روزهایم چطور میگذرند. فقط می دانم روزی چند بار ازشدت فشار اشک میریزم تا بلکه سبک شوم اما نمی شوم...این هفته اگر تمام شود نصف باری که بر دوشم سنگینی می کند کم می شود...آخ کاش می توانستم چشم هایم را ببندم و آن گاه به خوابی عمیق فرو روم. روزی بیدار شوم که شهریور تمام شده باشد... شهریور,تمام,لطفا,...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 18:47

close
تبلیغات در اینترنت