تهران

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها


قدم زدی بامن
سکوت بود و هوا،
نشستیم زیر درخت
جدال بود و سخن..
جدال آفتاب،
با باد..
جدال حنجره ی تو،
با نام من...
جدال من،
با پنجره ی نگاه تو

عشق است وبوی خون،

عشق ازتوبود ودرد،

ونوای محزون یک کوزه...
جنون،غایت درداست،
تو،غایت هم آغوشی...
تکیه میدهیم به درخت،
شانه به شانه ی هم،
یک دست فاصله است،
ازچشم تو، تامن..
پیر کلاغی،قارقارمیکند
بالای این درخت..
تهران است وکلاغهایش،
من هستم وتو،
پیرمردان وبساطشان...
فشرده کرده بودی ام اگر،
رهایت نمیکردم...
نگاه کرده بودی ام اگر،
نامت راصدامیکردم...
ازچشم هایم خون میچکید ،
از روح تواشک...
دست های من باکره،
دست های تو مردشده اند
من وتو،
با" ما"شدن غریبه ایم،
ای یار سالهای جوانی من،
ای کهنه عشق من..
بوی موهای من،
بابوی سیگارتو،
معاشقه میکند...
من ازتومیگریزم.
چشم ازتواست،
سکوت ازمن.
ستیز ازتواست،
خون دل ازمن...
شعر ازتواست،
واژه ازمن...
واژه هایم دوباره شعرمیشوند
شعری درسوگ رفتنت
میسرایم،
میخوانم،
فریاد میزنم:
من قتل کرده ام..
من رابه جرم عشق،
من را به جرم قتل،
به جوخه ی اعدام بسپرید..
ن.ع

نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : پنجشنبه 11 شهريور 1395 ساعت: 17:18