من گنگ خواب دیده وعالم تمام کر

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها


اصولا عق بزنید به تنهایی آدمها.حالتان دگرگون شود از آدمهایی که شمارا میخواهند برای پرکردن حفره های عزیزشان.عق زدن هم دارد.چه انتظاری دارند ازآدم؟!حتما انتظار دارند تا ابد دوستشان داشته باشی وبشنوی ودلت ضعف رود و نگران شوی و نگران ونگران...بله.احساس من به هیچ آدمی درطول زمان ودرطول تمام ناملایماتی که برایم به وجود می آورد تغییرنمیکند.فقط نوع رفتارم تغییرمیکند.میتوانم تا انتهای عمرم کسی را دوست بدارم وبااو حتی کلامی حرف نزنم.میتوانم ازکسی متنفر باشم بی آنکه آزارش دهم.میتوانم هیچ احساسی فراتر از مسوولیت ویک محبت ساده به کسی نداشته باشم و بااین حال هرروز بااوحرف بزنم و حالش رابپرسم.احساس خوبی دارم.حس میکنم همه چیز تحت کنترل من است.احساسم جلوترازمن حرکت نمیکند.باهم قدم برمیداریم.درکنارهم.شانه به شانه.گاهی حتی ازمن عقب میماند.خب گاهی نگران میشوم.گاهی نمیدانم زندگی ارزشش رادارد که بی هیچ عشق ومحبتی تمام شود؟گاهی هم فکر میکنم حتی اگر ارزشش راهم نداشته باشد،قانون بقاهمین است.که دل ندهی.که دل نبندی.زندگی بی رحم است.زندگی انقدرهاهم که درگوشمان زمزمه میکردند،زیبانیست.هرچقدر هم که آدم بخواهد نسبت به چیزهایی بی اهمیت باشد یا نسبت به چیزهایی عشق بورزد،بازهم گندش بالامی آید.نه.راستش زندگی آنقدرهاهم زیبانیست.اما منکر نمیشوم که زیبایی هم در آن هست.لحظات پراوج کوتاهی هم گاهی هست.بله هست وهمین ها تحمل آدمی را زیادمیکنند برای خودکشی نکردن ورهانکردن این زندگی.دلم نمیخواست برایت از زشتی های زندگی بگویم.اما خیانت است اگر گولت بزنم که زندگی زیباست.آنگونه که عمری مراگول زدند.میدانی؟شاید اگر ازاول این ها رامیدانستم،اکنون از آن طرف بام نیفتاده بودم.گاهی آنقدر بی اعتمادمیشوم که خودم هم باورم نمیشود این منم.راستش رابخواهی سخت است نسبت به کوچکترین مسایل وافراد در زندگی ات این همه بی اعتماد وبی تفاوت باشی.سخت است هیچ چیز را باورنکنی.سخت است فکر کنی همه ،همه،به تو دروغ میگویند وهمه به دنبال منافع شخصی خودشانند.نمیدانم برای دیگران هم این همه سخت است یامن زیادی سخت گرفته ام؟میدانی چند سال ماندم وکارکردم بی آنکه فکر کنم چه نفعی برایم دارد؟خب به من حق بده برایم سخت باشد.میدانی چقدر برایت حرف زدم بی آنکه فکر کنم اگر دیگران بخوانند چه فکر میکنند؟میدانی؟دلم میخواهد همه چیز رابه توبگویم.همه چیز را.دلم میخواهد به تویاد دهم درخیابان که راه میروی حتی اگر پولت ته کشیده است،رفته گری را اگر دیدی با احترام تمام پولت را به او ببخش.کودکی اگر دیدی،که درگرمای تابستان عرق میریزد و روی یک مشت فلز خوابش برده و آدامس هایش کنارش چیده شده،آدامس های لعنتی اش رابخر.آن پول لعنتی ات را ازخودت جداکن ونترس.هیچگاه نترس.همیشه به معلمت احترام بگذار.حتی اگر ازاو متنفری.اگر بمیرد،نابود میشوی.ازحقت دفاع کن.اما نه به قیمت ازبین بردن آبروی کسی.میدانی؟خیلی مهم است.این را همیشه به یاد داشته باش.آبروی کسی رامریز.حتی اگر مطمعنی که حق باتوست.سکوت کن وبگذر.عبور باید کرد.عبور کردن کارساده ای نیست.اما اگر یادبگیری اش ساده میشود.عبور کردن رایادبگیر.گاهی درزندگی لازم میشود عبور کنی.میتواند عبور ازکسی باشد که باتمام وجودت دوستش داری.یاعبور ازکسی که بزرگترین ستم را به تو کرده است.حتی اگر نمیبخشی اش،عبور کن.باور کن انتقام،کینه،آرامت نمیکند.نازنینم،باورکن.این را ازمن که شاید مادرت شوم بشنو.درعبور،آرامشی ست که ..حتی اگر درطولانی مدت به آن آرامش برسی اما ارزشش رادارد باورکن.

اتفاقی درمن درحال افتادن است.اتفاقی که درون چاه دلم می افتد وشاید دیگر نتوانم آن را بیرون بکشم.چاه که عمیق باشد...شاید باید زودترازین ها این اتفاق می افتاد.شاید هم نه.شاید دقیقا وقتش رسیده است.نمیدانم.تنها میدانم که عبور خواهم کرد.عبور خواهم کرد از هرآنچه باید بگذرم واتفاقا این بار،به سختی قبل نیست.واین شاید نشانه ی خوگرفتن به همین قوانین مسخره ی زندگی ست.خوگرفتن به مردگی نام بهتریست.زندگی چیست جز نورکوتاهی میان دنیای بی رحم وتاریک مردگان؟

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 13:19