Dear God make me a bird

ساخت وبلاگ
درد بدی به جانم افتاده بود.میدانستم خواب به چشمم نمی آید.شروع کردم رمان خواندم.خواندم وخواندم.گاهی ازشدت درد کنارش میگذاشتم ونفس عمیق میکشیدم اما خوابم نمیبرد...دوباره شروع میکردم به خواندن...صدای گنجشک هامی آمد!!!!آن وقت شب!!!!ساعت رانگاه کردم...پنج ونیم صبح بود!!!چشم هایم میسوخت اما خوابم نمی آمد.رمان هم تمام شد ودردمن تمام نشده بود...برای مسکن خوردن دیربوداما...چشم هایم رابستم و دوساعتی خواب را باهزار التماس مهمان چشم های خسته ام کردم.عجیب است انگار شب ها افراد بیشتری بیدارند تاروز...بیدار وفعال!!! این ملت این وقت نیمه شب چه میکنند دراین دنیاهای مجازی احمقانه!!!تصورش برایم خنده داربود...نمیدانم چرا تمام دیروز را به یکی از فیلم های پولانسکی فکر میکردم.فیلمی که سالهاپیش دیده بودمش...'فرزند رزماری' ازبهترین فیلم های پولانسکی...سکانس آخرش درذهنم بارها وبارهامرورمیشد ونمیفهمیدم چرا...باهیچ چیز هم حواس عزیزم پرت نمیشد.عجیب بود...حتی بااین رمان عامه پسند...نمیدانم چرا حتی یک رمان ایرانی آنطور که باید به دلم نمینشیند...بس که اغراق میکنند و رویابافی...تمام شور وشوقم برای نوشتن ازبین میرود هرگاه چنین داستان هایی میخوانم...ترکیباتی مسخره ومزخرف که این مثلا!!!!نویسندگان جدید به کارمیبرند:آمپاس چسبوندم!!!!!!!آن هم درنوشتار!!!!حالم رابه هم میزنند این نسل جدید وادبیاتشان که عین بی ادبیست...دلم میگیرد برای فارسی...برای ادبیاتی که داشتیم ومنقرض شده است...کاش ازدستم کاری برمی آمد...آنقدر حرص میخورم که محمد رضا برای دارالسلام شیراز...هرروز عکس های دار السلام را درصفحه اش میگذارد وامیدوار است خرابش نکنند...یاحداقل اگر کردند،سهمی درنشان دادن عمق این فاجعه به مردم داشته باشد...محمدرضا!!!:) چه دورانی بود ترم آخر کارشناسی...دانشجوی ادبیاتی که شیفته ی اشعارش بودم.وتازه در کلاس روزنامه نگاری فهمیدم که این همان محمدرضا ضیغمی ست که سالهاست اشعارش رامیخوانم بی آنکه بشناسمش.باورنمیکردم اینقدر بچه سال باشد وچنان شعر هایی گفته باشد...یادش بخیر...اولین بار که مرا به کافه ای دعوت کرد برای شعر خوانی،نتوانستم تنهابروم...مروک راباخودم بردم.جلسه ی جالبی بود...بررسی فروغ واشعارش.والبته سیگار های محمد رضا که مرا به سرفه انداخت و کمتر کشید:)))مروک شیفته ی محمد وافکارش شده بود.تاآخر شب محو بود...آن روزها فرمانده مرا چنان قبضه کرده بود که...بیچاره محمد...وقتی چند روزبعدش ازمن خواست بااوتنها به کافه بروم ونپذیرفتم...حالا محمد برای خودش شاعر بزرگی شده وهمچنان خوشحالم که دورادور اشعارش رامیتوانم بخوانم ولذت ببرم...
اولین شعری که ازاوخواندم ودرذهنم مانده ودلیل تمام احساس من است این بود:
نه سپید،
نه سیاه
من خاکستری ام
خاکستری که ازآن
ققنوسی برخواهدخاست
امیدوارم درست به ذهنم مانده باشد...وقتی به یاد می آورم که فرمانده چه بیهوده اوقاتم راتلخ میکرد،خنده ام میگیرد...محمد برایم فقط شاعری کم سال بود که اشعارش رابه شدت دوست داشتم.باخودش اما به شدت بیگانه بودم وبرایم عجیب بود این حجم ازبیگانگی...بگذریم...ازکجا به کجا رسیدم!!!!
جمعه روز دیگری ست...جمعه...شاید این مهمانی خستگی ام را کمی درکند.چقدر خوشحالم که ناهید رامیتوانم باخودم ببرم...حداقل احساس تنهایی نمیکنم...بازهم بازمیگردم به همان سنگی که سالهاپیش مزخرف ترین تصمیم زندگی ام را زمانی که رویش نشستم گرفتم...وهمین چند ماه پیش ،با شالی بنفش و پیراهن راه راه خاکستری ام،باموهای کوتاه شده،بازهم رویش نشستم و فکر کردم به تو...به تو که روزی آنجا جاگذاشته بودمت...آنجا و شاید درشهری غریب که خودت میدانی...به راستی تاریخ چند بارتکرارمیشود؟نه.این بار تاریخ تکرارنمیشود.این بار تاریخ جدیدی رقم میخورد...تاریخ 30 مهر 95...شبیه تاریخ 30 آذر 93 شاید...زمانی که بر شوره زار دریاچه ی مهارلو نشستم و هرچه کردم دادبزنم نشد...شاید این بارهم نتوانم.نمیدانم...شاید این بار اصلا فریادی درونم نباشد...که فکر میکنم نیست...این بار تمام وجودم احساسی ریشه دار وعمیق است که باید ریشه هایش بریده شود شاید...تا تو آزادشوی ومن نیز...آنگاه پروازکنی ودورشوی..دورشوی ...
So you can fly far...far far away from here
کودکی درونم بازی میکند...به کوتاه شدن موهایم فکر میکنم...امروز...چند ساعت دیگر تمام میشود...میبینی؟نه توبادشدی که بروی میان موهایم...نه من بنز شدم زیر پاهایت...حتی سیگار گوشه ی لب هایت هم نشدم...بااین همه اما تو روزی بادمیشوی ومیوزی میان موهای بانویی.ومن شاید روزی پیراهنی شوم برتن مردی یافنجان قهوه ای که بایاد عشقی کهنه نوشیده میشود..

dear god make me a bird,dear god make me a bird gif,dear god make me a bird sza,dear god make me a bird meme,dear god make me a bird so i can fly far away,dear god make me a bird lyrics,dear god make me a bird tattoo,dear god make me a bird song,...
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 6:52

close
تبلیغات در اینترنت