ملولم از دیو ودد | بلاگ

ملولم از دیو ودد

تعرفه تبلیغات در سایت

پرشده ام از بهت!حیرت مرا درخود فرو برده است.من احساس میکنم پراز فریاد دیگرانم.پرم از داد های مریم.پرم از دادهای سیمرغ.وقتی موسیو از جامعه گفت شاید آنقدر درد پشت حرفهایش را نشنیدم.حالا میبینم.باچشم خودم میبینم که جامعه چه چرک مغزانی را تربیت کرده است.مغزم از درد فریادمیکشد.من بی درد کجا ودرد کجا؟تمام تنم فریاد است...جرم ماچیست؟خنجرم را روبه سوی کدام جنایتکاری باید بگیرم که مارا وسط این هرزه زار انداخت؟چپ وراست ،هرزه میروید. نفس میکشند و زندگی میکنند. عشق را به لجن کشیده ایم. عشق گم شده است.نه،مرده است.مدتهاست مرده است.انسان ها مرده اند.وشاید حتی خدا...نمیدانم...گیج شده ام...من از این همه رذالت درعذابم...واین عذاب تمام نمیشود مگر بامرگ.مرگ ،آرامش ابدیست.مرابمیران.من جرات ازبین بردن خود راندارم.وزندگی باتمام زیبایی اش ،روی زشت و کریه خود را به من نشان میدهد.بلاخره...چقدر فهمیدن سخت است...چقدر سخت است...چقدر سخت است...

آه مهتاب
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان
آه مهتاب
ای چراغ آسمان
روشنی‌بخش جهان
کو ماهم

نزدت چه شب‌ها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا لب‌ها به لب‌ها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم

مهتاب
امشب که پیش توام
او رفته و من مانده‌ام
آه افسوس
رفت و آن دوران گذشت
سر نهم بر کوه و دشت
از هجرش

نزدت چه شب‌ها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا لب‌ها به لب‌ها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم 

از دیو ودد ملولم و انسانم آرزوست,از دیو ودد ملولم,از دیو ودد ملولم و,از دیو ودد ملولم و انسانم,...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 3:44