نقدی ازفیلم بسیار زیبای شب یلدا

تعرفه تبلیغات در سایت

پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام
دل دیوانه
با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام
دل دیوانه ...

 حامد ( محمد رضافروتن ) که به دلیل تفکرات اصلاح طلبانه خود و زیر بار نظام حاکم بر ادارات و سازمان های دولت ایران ( نظام دورویی و ریا کار بودن ) نرفتن از کار خود که مهندسی پرواز می باشد معلق می شود . همسر وی مهناز که از ابتدای زندگی به دلیل عشق به ترک وطن و رفتن به خارج از کشور زمزمه هایی را در گوش حامد می خواند پس از بیکار شدن حامد بهانه ها را از سر گرفته و به بهانه ی آینده ی فرزندشان ( نازی ) خواستار ترک وطن می شود . بالاخره با اصرارهای مهناز حامد با اکراه مجاب می شود که مهناز برای مدتی کوتاه و موقت به خارج از کشور سفر کند تا در صورت مساعد دیدن شرایط آنها آماده ی اقامت دائم در خارج از کشور گردند . 

فروتن در نقش حامد احمدزاده پس از بازی های بسیار زیبای خود در فیلم هایی همچون " مرسدس " ، " قرمز " ، " دوزن " ، " متولد ماه مهر " ، " اعتراض " و " زیر پوست شهر " بار دیگر توانمندی خود را در فیلم شب یلدای کیومرث پوراحمد به رخ می کشد . نمایش اضطراب و نگرانی وی در فرودگاه هنگام خداحافظی از همسر و فرزند خود و پس از آن گریه های وی در راه بازگشت به خانه که با آهنگ دل دیوانه ی ویگن همراهی می شود ویا حرکات موزون ، صحبت با خدای خویش ، صحبت با وجدان و دورن خود و ... از هیچ بازیگری جز خود وی برنمی آید .
حامد در این فیلم نماد عشق پاک و بی ریا و حقیقی است که در حق همسر خود ادا می کند . اما مهناز نماد دورویی و تظاهر است . تظاهری که فقط در عشق مجازی وجود خواهد داشت . او که برای رسیدن به هدف خود از بچه اش نازی را مورد استفاده قرار می دهد .
در گذر فیلم حامد با خانم پریا فردوسی آشنا می شود که دختر شخصی است که در گذشته بسته های پستی بدون مجوز وی را به خارج از کشور ارسال می کرده است . حامد که به مرور با پریا خو می گیرد سوالی با این مضمون می پرسد که : چطور می توان پی برد که عشق یک زن نسبت به همسرش واقعی است یا نه ؟ پریا در جواب وی تنها به این موضوع اکتفا می کند که هیچ عشقی ( عشق واقعی ) در یک لحظه و یک نگاه پدید نمی آید و برای یافتن حقیقت باید به قبل رجوع کرد ، به قبل تر و باز هم به قبل تر از آن.شاید این سوال محور اصلی فیلم باشد که عشق حقیقی را در برابر عشق مجازی به تصویر می کشد . آن عشق حقیقی است که در اثر گذشت زمان پدید می آید و هر چه بر این زمان افزون گردد ، آن عشق و دوست داشتن نیز پایدارتر خواهد بود .
اگر مهناز عاشق واقعی می بود می توانست علیرغم محدودیت ها و ناسالمی های اجتماع ایران که نام می برد ( که البته اینها همه بهانه ای بیش نبوده ) صبر و تحمل پیشه کند و همسر خود را در این به قول خود مصیبت ها تنها نگذارد .
مهناز پس از مدتی اقامت در اردوگاه طلاق مصلحتی و پس از آن ازدواج مصلحتی را به حامد تحمیل می کند و حامد که با گذشت زمان متوجه نقشه های مهناز می شود ، با اطمینان از این موضوع زندگی را بی معنا و غیرقابل تحمل می یابد . اما با صحبتهای پریا زندگی تازه ای را در کنار او آغاز می کند . زندگی ک با عشقی آغاز شد که با یک نگاه و یک لحظه نبود !
از سکانس های زیبای فیلم می توان به گریه های حامد پس از پرواز همسر و دخترش به فرانکفورت ، در راه بازگشت به خانه اشاره کرد که با آهنگ زیبای ویگن همراهی می شود .و یا می توان مکالمات زیبای حامد و عزیز(مادرش) و همچنین صحبت های او با پریا را مورد توجه قرار داد .
اما نظر شخصی من در مورد نقطه ی عطف و اوج فیلم هنگامی است که حامد روز تولد دخترش نازی را جشن می گیرد ، جشنی که فقط خودش در آن حضور دارد ، حرکات موزون وی با آهنگ خاطره هایش با فشفشه هایی در دست و همچنین جر و بحث وی با مامور انتظامی که می گوید : " اینجا یه جشن تولده ، اما مهمون نداریم ، مطربات نداریم ، مسکرات نداریم ، زن بد حجاب ، زن بی حجاب نداریم ، شادی نداریم ،            "جشن تولد یه بچه است ، اما یه بچه هم نداریم" . 
در این سکانس که به همراه موزیک شاد و تزیینات معمول تولد و کیک تولد می باشد ، هیچ نشانی از شادی های معمول در اینگونه جشن ها نمی توان یافت . حرکات رقص گونه وی نه تنها نشانی از شادی ندارد بلکه غمی که در چهره ی حامد مشاهده می شود در هیچ مراسم عزایی نمی توان یافت . 

فروتن در این فیلم نیز به مانند فیلم های قبلی خود آنچنان نقشش را ایفا کرد که زبان هر بیننده ای را به تحسین خود گشود و اینگونه بود که دو جایزه ی بهترین بازیگر نقش اول خود را در این فیلم دریافت کرد

 منبع: http://www.100film.blogfa.com 

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 3:44

فهرست وبلاگ