سیدمهدی موسوی | بلاگ

سیدمهدی موسوی

تعرفه تبلیغات در سایت
 

سالهاست اشعارش رامیخوانم...اشعار تلخ وگزنده اش را دوست تر میدارم.اما این یکی امروز بیشتر به دلم نشست.فقط امروز

می پری از میون یه کابوس
وسط اشک و موی آشفته
اس ام اس میزنی که گریه نکن!
اتفاق بدی نمی افته..

درد داری و باز میچرخی
مث انگشت توو مدادتراش!
نگرانی شبیه یه بچه
واسه تنهایی عروسکهاش

مثل اینه که خسته از کلمه
به کسی نامه ای سفید بدی!
به کسی که رسیده آخر خط
وسط گریه هات، امید بدی

داری از هوش میری از سردرد
توی لبهات باز حس داری
باز لبخند میزنی به چشاش
که نفهمه که استرس داری

خواب و بیدار بودنت زجره
همه ی زندگیت کابوسه
اون ولی قول داده توو شعراش
برمیگرده به آخرین بوسه

نه به فکر تصاحبش هستی
نه به دنبال یه همآغوشی
واسه حرفاش منتظر میشی
صبح تا شب کنار یه گوشی

بغلش میکنی از اونور خط
وسط حرف های ناگفته
بغلش میکنی و مطمئنی:
اتفاق بدی نمی افته..

"سید مهدی موسوی"

سیدمهدی موسوی,سید مهدی موسوی نژاد,سید مهدی موسوی شاعر,سیدمهدی موسوی نژاد نماینده دشتستان,سید مهدی موسوی گرافیک,سیدمهدی موسوی اشعار,سیدمهدی موسوی فاطمه اختصاری,سیدمهدی موسوی اجاق,سیدمهدی موسوی نزاد,سیدمهدی موسوی زاده,...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 12:17