ازنامه هایم | بلاگ

ازنامه هایم

تعرفه تبلیغات در سایت
علی میگوید برگرد.حسین میگویدنمیشود برگردی؟نه.خوشحال نیستم از اینکه هم کتابخانه وهم انجمن به بن بست رسیده اند.خوشحال نیستم ازینکه علی یک ساعت زنگ میزند وگله میکند از دبیرفعلی انجمن ومسوول کتابخانه.غصه میخورم.نگرانم...دلم به دردمی اید وقتی حسین میگوید توکه بودی،هرچه گفتیم شنیدی ،زحمت کشیدی.حیف که کمکت نکردند.اما حالا کمک میکنند و آنکس که در راس است...دلم به دردمی آید.درجواب تمام تعاریف علی وگله هایش فقط میتوانستم بگویم آن هنگام که من بودم،کسی نبود.حالا که شماهستید،آنکس که باید باشد نیست...بازی عجیبی دارد زندگی.میدانی که بازنمیگردم.فقط تومیدانی بازنمیگردم.دیگرتوان خراب کردن ودوباره ساختن یک خرابه را ندارم.کافه شعر به زودی راه می افتد.چقدر آرام شدم.لذت عمیقی دارد.کم کم به چیزی که همیشه میخواستم نزدیک میشوم.کم کم همه چیز درست میشود.تمام آدم های مجازی میروند و آدم های واقعی می آیند.کم کم خستگی ام در می رود.خب بگذار برایت از این چند روزاخیر چیزی نگویم.توکه نباید همه چیز رابدانی نازنینم.توروزی بزرگ میشوی وخودت همه چیز را تجربه میکنی.راه خودت راپیدامیکنی.آرام شده ام.خیلی آرام تر.دوربودن از آدم ها گاهی لازم است.ازهمه ی آدم هایی که آرامشت را بایک جمله آشوب میکنند.سکوت کن و دورشو.حرفهایت را بنویس.مهم نیست خوانده شود یانه.اما حتمابنویس.یک جای امن.جایی که کسی تورابازخواست نکند چه نوشته ای؟چرانوشته ای؟چرا این رانوشته ای وآن راننوشته ای؟تومسوول برداشت دیگران نیستی دخترم.تو برای خودت زندگی کن.فقط خودت.تو مال هیچ کس نخواهی بود.تو فقط متعلق به خودت هستی.پس دورباش از کسانی که میخواهند افسارتورادردست خود بگیرند.ازخواسته هایت فقط زمانی دست بکش که شخص مقابلت ارزش این ازخودگذشتگی را بفهمد و چیزی را وظیفه ی تونداند.توکفش نیستی که انتخاب شوی.این راهرگز فراموش نکن.هیچ گاه نترس.همیشه توانتخاب کن.نگذار انتخاب شوی.جرات داشته باش.پای انتخابت بایست.پای درست واشتباه بودنش بایست.اگر خوب هستی،قدر این خوبی رابدان.اگر بد هستی،بدان که میتوانی خوب باشی.خوب بودن وخوب ماندن فقط یک انتخاب است.سخت نیست.امتحان کن.

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 11:46