آدم فضایی - تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:18
اعتراف میکنم.من یک مرد ظالم خودخواه رادوست دارم.مردی که تعهد نمیشناسد .پایبندی نمیشناسد.مردی که برای محبت جنگیده وشکست خورده است.مردی که عشق را نمیتواند متصور شود.اعتراف میکنم من یک آدم فضایی هستم ویک آدم فضایی رادوست دارم.مردی که مرا دیوانه وار دوست دارد اما دوست ندارد بماند.مردی که مرا دوست دارد ا...
حافظ جان...به راستی تو که بوده ای... - تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:18
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفینه غزل است جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است پیاله گیر که عمر عزیز بیبدل است نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی عمل است به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب جهان و کار جهان بیثبات و بیمحل است بگیر طره مه چهرهای و قصه مخوان که س...
شرمتان باد - تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:18
تمام حرفهایت را پاک کردم.دلم سوخت.دلم کنده شد.اما دل کندم.هرچند دلی نمانده.ته مانده ی دلم راهم بردی.ببر.نوش روانت.ببرید.تمام احساس وعاطفه ام را با بی احساسی تان باهوس هایتان بمکید.سربکشید.بروید.بروید و خودتان را گم وگور کنید.آنقدر که دیگر چشم بی فروغم به چشمتان نیفتد.به چشم تو فرمانده.به چشم هرکه پس...
شب. - تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:18
مگر بیرون میرود از تنم زهر نبودنت؟مگر خوابم میبرد؟راستی چقدر خوابم می آید...نمیدانی چقدر خسته ام...موهایم را نمیبندم.دلم میخواهدموهایم را ازته بزنم.خودم را درآینه نبینم.چشم چپم دردمیکند.باد کرده است.کاش میتوانستم گریه کنم که عفونت نکند.اشکهایم بدجوری خشک شده اند.نماز خواندم.امشب هم نمازم راخواندم.تص...
تهران - تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 17:18
قدم زدی بامنسکوت بود و هوا،نشستیم زیر درختجدال بود و سخن..جدال آفتاب،با باد..جدال حنجره ی تو،با نام من...جدال من،با پنجره ی نگاه تو عشق است وبوی خون، عشق ازتوبود ودرد، ونوای محزون یک کوزه...جنون،غایت درداست،تو،غایت هم آغوشی...تکیه میدهیم به درخت،شانه به شانه ی هم،یک دست فاصله است،ازچشم تو، تامن..پیر...

برچسب‌های مرتبط

برسد به دست تو | جان من بخند | دیوانگی هم عالمی دارد | دیوانگی شاعری | وارونگی هوا | وارونگی فیلم کامل | خواب زدگی | خواب زدگی چیست | خواب زدگی نوزادان | یلدای 95